سردبیر آزاداندیش

Flag Counter

۲ مطلب در فروردين ۱۳۹۳ ثبت شده است

مهدی حیدرپورفروردین93

بر همگان مشخص و مبرهن است که بهره‌مندی مردم از ثروت‌های ملی یکی از وظایف دولت‌ها در اکثر کشورهای دنیا است.

تسهیل زندگی روزمره و ایجاد زمینه رشد و شکوفایی ظرفیت‌های یک ملت مهم‌ترین گام‌های یک دستگاه اجرایی است، اما به شرط آن‌که این گام‌ها در سایه تدبیر و نگاه عمیق و بلندنظرانه برداشته شود و سوگیری‌های سیاسی و حزبی در آن کم‌رنگ و نگاه فراجناحی و چندجانبه مسلط و پررنگ شود.

با روی کار آمدن دولت»تدبیر و امید« که شعاری اصلی و پرطمطراق دولت آقای روحانی بوده، امید بازگشت تدبیر و عقلانیت به فضای تصمیم‌گیری‌ها به توقع عمومی تبدیل شد و به مردم قول ایجاد تحول در یکصد روز اول کاری داده شد، ولی آنچه که تاکنون نصیب مردم شده گلایه‌های رئیس‌جمهوری فعلی از رئیس‌جمهوری قبلی بوده است.

و در این بین دولت تدبیر و امید برای کاهش نقدینگی دولت اقدام به توزیع سبد کالا کرد که اختصاص سبد کالا از سوی دولت به مردم، می‌توانست اقدامی موقت برای حل بخشی از مشکلات معیشتی اقشار کم‌درآمد باشد، اما اجرای ناشایست و هدف‌گیری غلط در اجرای آن، نه تنها مشکل معیشتی کم‌درآمدها را رفع نمی‌کند، بلکه با پرداخت نادرست اطعام، اکرام یک انسان به حاشیه می‌رود.

در تکمیل مقدمه عنوان شده بایستی اذعان نمود که برنامه توزیع سبدکالایی که در ماه‌های پایانی سال گذشته اجرا شد ازجمله برنامه‌هایی بود که هر روز و در برخی روزها هر ساعت خبر جدیدی را رقم می‌زد.

چنین سیاست‌هایی موجب می‌شود به‌تدریج طبقه متوسط در ایران از بین برود و ساختار جامعه دوقطبی شود. وی با رد برنامه سبدکالایی و پرداخت یارانه نقدی، هر دوی این برنامه‌ها را تورم‌زا دانست و گفت: برای حل مشکلات اقتصادی راهکار مناسب اصلاح نظام مالیاتی است تا از کسانی که درآمدهای کلان دارند، مالیات دریافت شود و این مالیات‌ها صرف پرداخت یارانه برای کالاهای اساسی و افراد نیازمند شود.

مهدی حیدرپور

روزنویس های سردبیر آزاداندیش

همان‌گونه که شما خواننده گرامی درجریان هستید‌ دور اول دریافت یارانه در مرداد‌ 1387 آغاز شد و پرداخت یارانه توسط دولت نیز از آذر 1389 کلید خورد، و با همه کمی‌ها ،کاستی‌ها و اشکالات موجود آغاز و به مرحله دوم رسید که دولت یازدهم هم در ادامه اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها تا پایان سال 1392پرداخت یارانه به همه آحاد جامعه را ادامه داد که دراین بین مسائل قابل تاملی رخ داد چرا که از یک سو در ابتکار عملی برای کاهش نقدینگی دولت اقدام به توزیع سبد کالا کرد که به نظر برخی کارشناسان اقتصادی می‌توان آن‌را یکی از اشتباهات اقتصادی دولت روحانی دانست، واز سوی دیگر در 16 فروردین‌ماه سال جاری آیین‌نامه اجرایی فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها که تبصره 21 قانون بودجه سال 1393 محسوب می‌شود را منتشر نمود که نکته قابل توجه در این آیین‌نامه تهدیدهای بی‌سابقه متقاضیان دریافت یارانه توسط دولت تدبیر و امید است.

مهدی حیدرپور-سالجدید


به نظر نگارنده، به نظر می‌رسد دولت با وعده شیب ملایم افزایش قیمت‌ها به انصراف و عدم نام‌نویسی طیف عظیمی از جامعه دلخوش کرده و امیدوار است که فقط نیازمندان واقعی ثبت‌نام کنند، و این روزها تلویزیون دربست در اختیار سیاست‌های یارانه‌ای دولت است و گفته‌های کسانی که می‌خواهند انصراف دهند را پخش می‌کند اما محقق شدن آن شاید ساز و کار دیگری را می‌طلبد و فعلا نیز از تهدیدها، تحدیدها و تفتیش‌ها اطلاعات درستی منتشر نمی‌شود.

مهدی حیدرپور

روزنویس های سردبیر آزاداندیش
نشخوار فرهنگي يعني جدال‌هاي بي‌سر و ته و تكرار مكرراتي كه هيچ حرف تازه‌اي براي گفتن ندارند و هنوز كه هنوز است مهم‌ترين نقد به روشنفكري ديني را در اين مي‌بينند، مي‌گويند و مي‌نويسند كه اساسا كار روشنفكري از كار دين جدا است و آب اين دو در يك جوي جاري شدني نيست.
بايد بپذيريم دانشگاه تنها «عمارت» نيست، كانون تفكر است. محل تربيت شهروندي است. جايگاه اصلي گفت‌وگو و نقد است. دانشگاهِ زنده، فعال و زبان‌آور را نشانه حيات جامعه بدانيد و دانشگاهِ دل‌مرده، منفعل و نظاره‌گر را علامت بيماري و ركود جامعه. اصحاب سياست با هر گرايشي كه دارند، بايد به انفعال و انزوا و بي‌تفاوتي و تماشاگري دانشگاه و دانشجو حساس باشند. نه علم در زمين مُرده مي‌رويد و نه دانشگاهِ بي‌نشاط باري از دوش جامعه برمي‌دارد. دانشگاه اگر مي‌خواهد در تراز آرزوهاي نسل آرمان‌خواه دانشگاهي باشد و كانون اصلي توسعه علمي كشور شود، بايد مركز تحولات جامعه باشد. شرايط دشواري كه دانشگاه در اين سال‌ها پشت سر گذاشته است و سرمايه اجتماعي كه متأسفانه با ناديده‌گرفتن الزامات آزادي‌هاي علمي و استقلال نهادي در معرض فرسايش قرار گرفته است، امروز نهاد دانشگاه را از حساسيت و فعاليت اجتماعي و سياسي درخور دور كرده است. بايد سخن و خواست آشكار و پنهان دانشگاهيان و دانشجويان را شنيد و در برابر آن فروتن شد. امن‌‌بودن محيط دانشگاه، نه امنيتي‌بودن آن و كيفيت‌يافتن علمي آن، نه افتادن در چنبره كميت و اولويت‌دادن به حيات آكادميك و نه ترجيح مدرك و فرماليسم و خلاصه بازگرداندن انضباط علمي، آزادي علمي، اخلاق علمي، مسئوليت و ديد‌باني اجتماعي، ازجمله ضرورت‌هايي است كه مي‌تواند فضاي امروز دانشگاه را بهبود بخشد و به اعتبار روزهايي، مانند امروز تأمل در اين وضعيت را موضوع گفت‌وگوهاي مختلف درباره دانشگاه و دانشجو و ميان دانشگاه و دانشجويان قرار دهد. .