سردبیر آزاداندیش

Flag Counter

۱ مطلب در فروردين ۱۳۹۴ ثبت شده است

پرواضح است داستان دستیابی ایران به انرژی هسته‌ای به سال 50 میلادی باز می‌گردد اماطی دو دهه‌ی گذشته و با انتشار اخبار پیاپی از فعالیت‌های هسته‌ای در ایران و پس از دامنه‌دار شدن اختلافات میان ایران و نهادهای بین‌المللی نظیر شورای امنیت سازمان ملل متحد که منجر به صدور چندین قطعنامه بر علیه برنامه‌ی هسته‌ای ایران و غنی‌سازی گردید. تحریم‌های وسیعی علیه ایران از طرف سازمان ملل، امریکا، اتحادیه اروپا و سایر کشورهای جهان علیه ایران اجرا گردید در این بین ایران به‌منظور همکاری با آژانس و اثبات حسن نیت خود درخصوص صلح‌آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای در 29 مهر 1382 برابر با 21 اکتبر  2003 اولین مذاکرات هسته‌ای خود را با اتحادیه اروپا برگزارکرد.
حال آنکه پس از گذشت 12 سال و پشت سر نهادن 9 دوره مذاکره با فراز و فرودهای فراوان و با کارشکنی و اعمال تحریم‌های ظالمانه‌، دهمین دوره مذاکرات در اسفند سال 93 برگزار شد که خروجی این نشست به بیانیه‌ی مطبوعاتی ختم شد و در آن باید‌ها و نباید‌های مطرح شد که همگی درجریان جزئیات ان قرارگرفته‌اید.

روزنویس های سردبیر آزاداندیش
نشخوار فرهنگي يعني جدال‌هاي بي‌سر و ته و تكرار مكرراتي كه هيچ حرف تازه‌اي براي گفتن ندارند و هنوز كه هنوز است مهم‌ترين نقد به روشنفكري ديني را در اين مي‌بينند، مي‌گويند و مي‌نويسند كه اساسا كار روشنفكري از كار دين جدا است و آب اين دو در يك جوي جاري شدني نيست.
بايد بپذيريم دانشگاه تنها «عمارت» نيست، كانون تفكر است. محل تربيت شهروندي است. جايگاه اصلي گفت‌وگو و نقد است. دانشگاهِ زنده، فعال و زبان‌آور را نشانه حيات جامعه بدانيد و دانشگاهِ دل‌مرده، منفعل و نظاره‌گر را علامت بيماري و ركود جامعه. اصحاب سياست با هر گرايشي كه دارند، بايد به انفعال و انزوا و بي‌تفاوتي و تماشاگري دانشگاه و دانشجو حساس باشند. نه علم در زمين مُرده مي‌رويد و نه دانشگاهِ بي‌نشاط باري از دوش جامعه برمي‌دارد. دانشگاه اگر مي‌خواهد در تراز آرزوهاي نسل آرمان‌خواه دانشگاهي باشد و كانون اصلي توسعه علمي كشور شود، بايد مركز تحولات جامعه باشد. شرايط دشواري كه دانشگاه در اين سال‌ها پشت سر گذاشته است و سرمايه اجتماعي كه متأسفانه با ناديده‌گرفتن الزامات آزادي‌هاي علمي و استقلال نهادي در معرض فرسايش قرار گرفته است، امروز نهاد دانشگاه را از حساسيت و فعاليت اجتماعي و سياسي درخور دور كرده است. بايد سخن و خواست آشكار و پنهان دانشگاهيان و دانشجويان را شنيد و در برابر آن فروتن شد. امن‌‌بودن محيط دانشگاه، نه امنيتي‌بودن آن و كيفيت‌يافتن علمي آن، نه افتادن در چنبره كميت و اولويت‌دادن به حيات آكادميك و نه ترجيح مدرك و فرماليسم و خلاصه بازگرداندن انضباط علمي، آزادي علمي، اخلاق علمي، مسئوليت و ديد‌باني اجتماعي، ازجمله ضرورت‌هايي است كه مي‌تواند فضاي امروز دانشگاه را بهبود بخشد و به اعتبار روزهايي، مانند امروز تأمل در اين وضعيت را موضوع گفت‌وگوهاي مختلف درباره دانشگاه و دانشجو و ميان دانشگاه و دانشجويان قرار دهد. .