سردبیر آزاداندیش

Flag Counter

۲ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۵ ثبت شده است

جهان در تب بحران می‌سوزد. اکنون واژه‌ی تروریسم فرامرزی بیش از پیش نمود پیدا کرده و با توجه به مناسبات شکل گرفته در جهان امروزی و علی‌الخصوص سیر تحولات پس از حملات نظامی غرب به خاورمیانه بعد از سال 2001، می‌توان به جرات گفت که هیچ نقطه‌ای از کره‌ی خاکی نمی‌تواند محل امنی برای شهروندان باشد.

به باور کارشناسان، تعریف ابتر غرب از ماهیت تروریسیم و دهشت‌افکنی از یک‌سو و استفاده‌ی ابزاری از افراط‌گرایان برای نیل به اهداف از پیش تعیین‌شده از سوی برخی دول غربی موجبات بروز و ظهور این ناآرامی‌ها را فراهم آورده و با توجه به نبود درکی صحیح در نحوه‌ی مواجهه با این پدیده‌ی شوم، رسیدن به نقطه‌ی عطفی جهانی برای معکوس ‌ردن روند رو به رشد اقدامات تروریستی دست کم در کوتاه‌مدت متصور نیست.

روزنویس های سردبیر آزاداندیش

برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، توافقی بین‌المللی بر سر برنامه هسته‌ای ایران است که در تاریخ 14 ژوئیه 2015 میان ایران و کشورهای گروه 1+5 (آمریکا، روسیه، چین، فرانسه، انگلیس و آلمان) در شهر وین صورت گرفت و بعد از کش و قوس‌های فراوان در آوریل 2015 به »تفاهم لوزان« به عنوان چارچوبی برای توافق وین دست یافتند.

حال آنکه مهم‌ترین موضوع محل مجادله و مباحثه در فضای عمومی جامعه ما، »برجام« است و در این خصوص موافقان و مخالفان برجام در تلاش‌اند تا نظر و دیدگاه خود را به نفع خود در بین آحاد جامعه انعکاس دهند به واقع از یک سو، رئیس‌جمهور روحانی، دولتمردان و طرفداران دولت معتقدند »برجام«، فرجام نیک و حمایت‌شده از جانب عموم مردم و ملت ایران است و آن را افتخار کشور و عملکرد خود و اجرای آن را انجام ماموریت محول ملی و تحقق اراده ملی می‌دانند از سوی دیگر مخالفان »برجام« که شامل طیف متنوعی از افراد اقتصادی و سیاسی و دلواپسان می‌شوند که اعتقاد دارند برجام مایه خجالت و شرمساری کشور است و هیچ افتخاری برای کشور، نه هست و نه خواهد بود.

روزنویس های سردبیر آزاداندیش
نشخوار فرهنگي يعني جدال‌هاي بي‌سر و ته و تكرار مكرراتي كه هيچ حرف تازه‌اي براي گفتن ندارند و هنوز كه هنوز است مهم‌ترين نقد به روشنفكري ديني را در اين مي‌بينند، مي‌گويند و مي‌نويسند كه اساسا كار روشنفكري از كار دين جدا است و آب اين دو در يك جوي جاري شدني نيست.
بايد بپذيريم دانشگاه تنها «عمارت» نيست، كانون تفكر است. محل تربيت شهروندي است. جايگاه اصلي گفت‌وگو و نقد است. دانشگاهِ زنده، فعال و زبان‌آور را نشانه حيات جامعه بدانيد و دانشگاهِ دل‌مرده، منفعل و نظاره‌گر را علامت بيماري و ركود جامعه. اصحاب سياست با هر گرايشي كه دارند، بايد به انفعال و انزوا و بي‌تفاوتي و تماشاگري دانشگاه و دانشجو حساس باشند. نه علم در زمين مُرده مي‌رويد و نه دانشگاهِ بي‌نشاط باري از دوش جامعه برمي‌دارد. دانشگاه اگر مي‌خواهد در تراز آرزوهاي نسل آرمان‌خواه دانشگاهي باشد و كانون اصلي توسعه علمي كشور شود، بايد مركز تحولات جامعه باشد. شرايط دشواري كه دانشگاه در اين سال‌ها پشت سر گذاشته است و سرمايه اجتماعي كه متأسفانه با ناديده‌گرفتن الزامات آزادي‌هاي علمي و استقلال نهادي در معرض فرسايش قرار گرفته است، امروز نهاد دانشگاه را از حساسيت و فعاليت اجتماعي و سياسي درخور دور كرده است. بايد سخن و خواست آشكار و پنهان دانشگاهيان و دانشجويان را شنيد و در برابر آن فروتن شد. امن‌‌بودن محيط دانشگاه، نه امنيتي‌بودن آن و كيفيت‌يافتن علمي آن، نه افتادن در چنبره كميت و اولويت‌دادن به حيات آكادميك و نه ترجيح مدرك و فرماليسم و خلاصه بازگرداندن انضباط علمي، آزادي علمي، اخلاق علمي، مسئوليت و ديد‌باني اجتماعي، ازجمله ضرورت‌هايي است كه مي‌تواند فضاي امروز دانشگاه را بهبود بخشد و به اعتبار روزهايي، مانند امروز تأمل در اين وضعيت را موضوع گفت‌وگوهاي مختلف درباره دانشگاه و دانشجو و ميان دانشگاه و دانشجويان قرار دهد. .