اگرچه همچون دفعات قبل که اینترنت قطع میشد، برخی رسانهها تخمینهای نجومی از خسارات قطع اینترنت منتشر میکنند، اما در این رابطه احسان چیتساز، معاون سیاستگذاری و برنامهریزی توسعه فاوا و اقتصاد دیجیتال وزارت ارتباطات با اشاره به نبود آمار رسمی درباره خسارات ناشی از اختلال اینترنت در کشور گفته است: »در حال حاضر هیچ برآورد رسمی درباره کل خسارات اقتصادی ناشی از اختلال یا قطعی اینترنت وجود ندارد. با این حال، گزارشهای کارشناسی مستقل و برآوردهای پژوهشگران این معاونت نشان میدهد که هر روز اختلال اینترنتی میتواند زیان میلیاردی به اقتصاد دیجیتال کشور وارد کند.
این برآورد بر پایه شاخصهایی مانند کاهش ترافیک ورودی و خروجی، افت فروش پلتفرمها، کاهش درآمد تبلیغات دیجیتال، آسیب به آموزش برخط و برهم خوردن زنجیره خدمات دیجیتال انجام شده است. اگرچه این رقم بسته به شدت اختلال و نوع محدودیت متغیر است، اما بهطور متوسط روزانه بین 400 تا600 میلیارد تومان تخمین زده میشود. خسارتهای ناشی از اختلال و قطعی اینترنت در ایران، بیش از همه در دو حوزه تبلیغات دیجیتال و گردشگری آنلاین است.
در اقتصاد دیجیتال امروز، بسیاری از کسبوکارها برای معرفی محصول، جذب مشتری و رشد برند، بهشدت به تبلیغات آنلاین وابستهاند. اما هنگامی که دسترسی کاربران به پلتفرمهای اصلی مختل میشود یا سرعت و کیفیت اتصال به حدی کاهش مییابد که تجربه کاربری بهشدت آسیب میبیند، نتیجهای جز کاهش بازدهی کمپینها، افزایش هزینههای تبلیغاتی و افت نرخ تبدیل به همراه نخواهد داشت.
« نکته قابل تامل اینکه قطع اینترنت بینالملل در مقیاس و مدت فعلی، دیگر یک مساله صرفا ارتباطی نیست، بلکه یک بحران اقتصادی فرساینده است که مستقیم معیشت دهها میلیون نفر را تحتتاثیر قرار میدهد. این اقدام در کوتاهمدت، بخش خدمات را بهعنوان تنها موتور در حال کار اقتصاد ایران در آستانه توقف کامل قرار میدهد و در میانمدت، با ایجاد بیکاری گسترده و کاهش شدید رشد اقتصادی، امنیت اجتماعی و ثبات کلان اقتصادی را به مخاطره میاندازد. لذا تداوم این وضعیت، هزینههای ماندگار و جبرانناپذیری بر ساختار اقتصادی کشور وارد خواهد کرد که احیای آن به سالها زمان نیاز خواهد داشت.
علاوهبر این اینکه این دوره از اختلال گسترده، به مثابه یک آزمون فشار (Stress Test) بیسابقه برای زیستبوم دیجیتال داخلی عمل کرده است. یافتهها نشان میدهد که بسیاری از سرویسهای کلیدی داخلی، چه از نظر مقیاسپذیری زیرساخت، چه از نظر دامنه شمول عملکردی و چه از نظر استقلال فنی از زنجیره تامین جهانی با چالشهای بنیادین مواجه هستند. لذا بهنظر میرسد توسعه این سرویسها بیشتر معطوف به جایگزینی کارکردی در شرایط عادی بوده و تابآوری آنها در برابر انقطاع کامل و طولانی از شبکه جهانی، کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
اگرچه که بیشک بخشی از کسبوکارها و نیازهای کشور با ضعفها و قوتهایی بر بسترشبکه ملی اطلاعات فعال هستند، اما با تمام این تفاسیر و بدون جدال بیشتر، آمارهای رسمی کماکان نشان میدهد که70 تا 80 درصد مصارف بر بستر اینترنت است نه اینترانت. آمار کاربران فیلترشکنها نیز به کنار. تاریخ حرفه روزنامهنگاری در ایران نشان میدهد که ناپایداری مزمن و ناامنی شغلی چگونه میتواند یک عرصه حیاتی را به سمت افول کیفیت، خروج استعدادها و وابستگی به مدلهای درآمدی مخرب سوق دهد.
لذا امروزه، تکرار الگویی مشابه در فضای دیجیتال با قطعهای مکرر اینترنت و محدودیتها، اینترنتکاران را با همان دوراهی روبهرو کرده است: ماندن با ریسک بالا و تنوع بخشیدن به درآمدها یا ترک صحنه. مخلص کلام اینکه، اگر اقتصاد دیجیتال قرار است بهعنوان موتور محرکه توسعه عمل کند، نیازمند ثبات و چشمانداز پایدار است و تا زمانی که این فضا پرریسک و ناپایدار تلقی شود، نه تنها کیفیت خدمات و نوآوری آسیب میبیند، بلکه سرمایههای انسانی و اقتصادی به تدریج به سمت فرصتهای مطمئنتر (خواه در داخل یا خارج) گرایش خواهند یافت.