سردبیرآزاداندیش

۸۳ مطلب با موضوع «مهدی قزل» ثبت شده است

دونالد ترامپ این توهم را داشت که یک کابوی آمریکایی است و با هر تهدید و ضربه‌ای که به کشورهای دیگر وارد می‌کند مردم آمریکا برایش هورا می‌کشند و تشویق‌اش می‌کنند که تصوری اشتباه بود و مردم با رای‌دادن به رقیب او یعنی جو‌ بایدن دموکرات، پاسخ ترامپ جمهوری‌خواه را دادند ولی مقاومتی که مخصوصا طرفداران دونالد ترامپ انجام می‌دهند و تظاهراتی که به راه انداخته‌اند، هیچ‌وقت به این شدت و با این گستردگی در آمریکا وجود نداشته است. از اول تثبیت آمریکا یعنی سال 1776 که کنگره فیلادلفیا تشکیل شد، رهبران این کنگره که شخصیت‌های برجسته‌ای بودند مثل فرانکلین، جورج واشنگتن و جان آدامز از این ناراحت بودند که یک مشت جوان متعصب و افراطی با به‌ راه انداختن تظاهرات امنیت کشور را به‌هم می‌زنند.

با اعلام پیروزی جو بایدن در انتخابات آمریکا موجی از بایدن‌هراسی بخشی از فضای سیاسی و اجتماعی ایران را فراگرفته است. چنین موجی بیش از همه از سوی مطبوعات و جریان‌هایی خاص راه‌اندازی شده است. اینکه بغض به ترامپ مساوی حب به بایدن نیست، اینکه دست چدنی آمریکا مخملی شد، اینکه بایدن یا ترامپ فرقی نمی‌کنند و سروته یک کرباسند، اینکه دولت آمریکا باید اشتباهات را جبران کند، اینکه بایدن از سیاست شکست‌خورده ترامپ درس بگیرد، اینکه مردم آمریکا از بد و بدتر، بد را انتخاب کرده‌اند، اینکه خصومت ایران و آمریکا با ترامپ آغاز نشد که بخواهد با بایدن به پایان برسد، اینکه بایدن در راستای منافع ملی آمریکا توان بازگشت به برجام و بازسازی آن را ندارد، اینکه بایدن نیز همانند ترامپ و جریان‌های عبری و عربی موافقتی با برنامه‌های موشکی و رفتارهای منطقه‌ای ایران ندارد، اینکه بایدن نیز با تحریم تسلیحاتی ایران همسو با جمهوری‌خواهان است و سرانجام اینکه بایدن نیز مانند جمهوری‌خواهان و برخی دموکرات‌های رادیکال با همه گزینه‌های مقابله با ایران نظیر جنگ مخالفتی ندارد، همگی نشانه‌هایی از امواج بایدن‌هراسی است که از سوی جریان‌ها و مطبوعات دست‌راستی رقم خورده‌ است و به‌نظر نمی‌رسد با توجه به نوع نگاه این جریانات، ما شاهد فروکش‌شدن امواج بایدن‌هراسی باشیم.

هرچند برای ملت ایران فرقی نمی‌کند‌ چه‌کسی پیروز انتخابات آمریکا می‌شود و به‌قول مقام معظم رهبری هرکسی رییس‌جمهور آمریکا شود، تاثیری بر سیاست‌های ما نمی‌گذارد. اما بعد از چند روز کشمکش با مشخص‌شدن پیروزی بایدن در پنسیلوانیا، جو بایدن به‌عنوان پیروز انتخابات آمریکا لقب گرفت.نکته جالب ‌توجه اینکه اکثر تحلیلگران بر این باورند که: بزرگ‌ترین بازنده این انتخابات ترامپ نیست بلکه دموکراسی در آمریکاست.

واقعیت این است که ترامپ نماد یک جامعه معترضی است که به وضعیت سیستم سنتی آمریکا اعتراض دارد. سیستمی که 48 ایالت‌اش براساس اکثریت مطلق آرا، کارت الکترال تعیین می‌کند چه‌کسی رییس‌جمهور باشد و درک این موضوع برای مردم نسل جدید که به سیاست‌های داخلی آمریکا معترض هستند، سخت و دشوار است که چرا یک نامزد اکثریت آرای عمومی را به‌دست می‌آورد ولی الکترال تعیین می‌کند یا تفاوت دو نفر که هر‌کدام بالای یک‌میلیون رای آورده‌اند اما تنها با 10هزار رای بیشتر، کل کارت‌های الکترال را تصاحب می‌کند، درحالی‌که می‌توانند الکترال‌ها را به نسبت آرایی که آوردند، تقسیم کنند اما کل الکترال‌ها نصیب طرفی که بیشتر رای آورده، می‌شود که کل سیستم را ناکارآمد کرده. تبعیضی که در جامعه آمریکا وجود دارد و 40 میلیون‌نفری که زیر خط فقر هستند، ترامپ را تبدیل یک سمبل و نماد از مشکلات آمریکا کرده و با رفتن‌اش حل نمی‌شود.

دونالد ترامپ از ابتدا یک‌سری اقداماتی را برای تمدید تحریم‌هایی که از روز اول برای ایران اعمال کرده بود آغاز کرده و ادامه می‌دهد و از آنجایی که در انتخابات پیش‌روی ریاست‌جمهوری در آمریکا بر‌ای خود شانس چندانی متصور نیست از طریق گردهم‌آوردن کشورهای عربی و رژیم‌ صهیونیستی و تهدید بیشتر ایران دست‌وپا می‌زند تا بتواند برگ ‌برنده‌ای در انتخابات رو کرده و رای بیشتری را از آن خود کند. البته به‌دلیل تاثیراتی که برنامه‌های ایران‌هراسی در آمریکا گذاشته، ترامپ فکر می‌کند که با این کارها می‌تواند از سویی با ایران تسویه‌حساب کند و این مسائل در انتخابات به‌نفع او تمام شود. از طرف دیگر، با مشاهده رویکردهایی که از سوی اروپایی‌ها، چین، روسیه و... مشخص شد که مکانیسم بازگشت تحریم‌ها موسم به ماشه، کارگر نخواهد بود. یعنی متحدین اصلی آمریکا نشان دادند که با وجود برخی منافع با ایالات ‌متحده اما به هیچ‌عنوان موافق برقراری مکانیسم ماشه نیستند.

پیش از آغاز‌ به‌ کار مجلس یازدهم و مواجهه با دولت و وزرایش این پیش‌بینی می‌شد که مجلس اصولگرای یازدهم به‌جای تعامل و کمک به دولت جهت حل #مشکلات_جامعه و برون‌رفت از شرایط فعلی از در تقابل با دولت درآید و به قولی شمشیر را از رو ببندد. اما با ‌این‌حال باز‌هم کورسوی امیدی به روابط مسالمت‌آمیز میان دولت و مجلس وجود داشت تا هوای میان این دو قوه ابری نشود اما اتفاقات چند‌وقت اخیر به‌خصوص در ماجرای مواجهه مجلس با وزیر امور خارجه نشان داد این مجلس اساسا سر سازش با دولت ندارد. حال تصور کنید طرح سوال مجلس از رییس‌جمهوری به استیضاح و سرانجام برکناری او از این مسند بینجامد.

در این کار همه کسانی که بر کرسی‌های مجلس یازدهم نشسته‌اند آنچه در توشه نقد، اتهام، استهزاء و توهین داشته‌اند هزینه کرده‌ و اکنون، خود مانده‌اند و پشته مشکلات کشور. آیا در این صورت باز‌هم می‌توان برای مشکلات فوری و آتی، مثل حالا شعار داد و دل خوش کرد به رفتاری که به‌ زعم برخی، کارکرد سوپاپ اطمینان را در برابر مطالبات مردم دارد؟ جلسه یکشنبه 15 تیر 99 مجلس می‌تواند به مثابه آتش تهیه طرح پرسش از رییس‌جمهوری تعبیر شود که در آن ترجیح برخی نمایندگان، استیضاح »حسن روحانی« است.

جمعه هفته گذشته روسای فراکسیون‌های تخصصی مجلس یازدهم پیرامون وضعیت معیشتی و اقتصادی کشور نامه‌ای را به رییس‌جمهور ارسال کردند که در سطح رسانه‌های داخل نیز انتشار یافت. اگر‌چه‌ در جوامع و کشورهای دموکراتیک ارسال نامه و نامه‌نگاری از سوی رییس پارلمان، نمایندگان و روسای کمیسیون‌ها و فراکسیون‌ها برای رییس‌جمهور امری عادی‌ست و نوشتن چنین نامه‌هایی فی‌نفسه مشکلی ندارد، اما در‌خصوص نامه ‌روسای کمیسیون‌های مجلس یازدهم نمی‌توان چنین نگاهی داشت.

چراکه معمول است روسای جریان‌های اقلیت و یا اکثریت پارلمانی به نسبت دوری یا نزدیکی که به مواضع، نگاه و سیاست‌های دولت حاکم دارد در حمایت و یا انتقاد از رییس‌جمهور نشست‌های مشترکی را برگزار می‌کنند که یا به حمایت بیشتر از قوه مجریه می‌پردازند و یا خواهان برخی از اصلاحات هستند.

پس از گذشت چهار ماه که یک ویروس منحوس جان مردمان را هدف گرفته است و در‌ حالی‌‌که هنوز درگیر آنیم و قربانی می‌دهیم، این‌بار ویروسی که آن‌هم نه جسم بلکه روح و روان و امید جامعه به آینده را آن‌هم نه یکباره بلکه به‌تدریج هدف گرفته، پای به میدان گذارده است و اگر کرونا در اکثر کشورهای جهان فقط رکود به ارمغان آورده، مسئله در اینجا یعنی در ایران که تحولات اقتصادی آن نیز منحصر‌به‌‌فرد است، غول تورم را هم بیدار کرده و به‌ویژه با حرکت سونامی‌وار در بخش مسکن می‌رود تا تمام آشیانه‌های امید‌بخش مهمی از جامعه به‌ویژه جوانان را بر باد دهد.

واقعیت این است که وضعیت اقتصاد‌ی و معیشت مرد‌م و زند‌گی طبقات متوسط به پایین جامعه به‌گونه‌ای‌ست که هزینه‌ها و د‌رآمد‌هایشان د‌ر حوزه‌های مختلف با هم تطابق نمی‌کند‌. قد‌رت خرید‌ حد‌ود‌ 60‌ د‌رصد‌ مرد‌م با هزینه‌های شئوناتشان متناسب نیست و به طبقه متوسط رو به پایین فشار بیشتری وارد‌ می‌شود‌.‌