سردبیر آزاداندیش

Flag Counter

همانگونه که شما خواننده فهیم درجریان هستید، وام در زندگی‌های ما خواسته یا ناخواسته ریشه دوانده و موجب شده است مردم ایران وام گیرنده‌ترین مردم در دنیا شوند. گزارش توسعه مالی بانک جهانی که نیمه اول سال 2014 منتشر شد، حاوی آمار و اطلاعات مربوط به سال 2011 از 100‌شاخص مربوط به بانکداری وتامین مالی در حوزه‌ی وام یا قرض، بود که آمار و اطلاعات این گزارش نشان می‌‌دهد، ایرانیان رتبه 1 ‌وام گیرندگی(شاخص کل)، رتبه 1 وام‌گیرندگی از موسسات مالی، رتبه 2 وام یا قرض‌گیرندگی از صاحبکار، رتبه 6 قرض‌گیرندگی از خانواده و دوستان و رتبه 28 وام‌گیرندگی از اشخاص خصوصی را دارند.
در ادامه به این نکته اشاره می‌شود که: یکی از اصلی‌ترین خواسته‌های هر فرد در زندگی، آرامش و آسایش است‌. جوان ایرانی هم یکی از مراحل رسیدن به آسایش و آرامش‌، تشکیل خانواده می‌داند و در این بین یکی از پیش‌نیاز‌های اصلی شروع یک زندگی وام ازدواج است. دولت دهم برای تسهیل ازدواج در جامعه در سال 1388 سامانه تسهیلات ازدواج را با مشارکت بانک‌های ملی، صادرات، تجارت، ملت، سپه، رفاه، کشاورزی و مسکن راه‌اندازی نمود و در ادامه نیز بانک قرض‌الحسنه مهر ایران، بانک پارسیان، صندوق مهر امام رضا‌(ع) و بانک سامان نیز به این مجموعه اضافه شدند. اوایل فعالیت این سامانه با همه‌ی کمی‌ها و کاستی‌ها رضایت خانواده ایرانی را به همراه داشت اما هر سال که می‌گذ‌شت چالش‌های فراوانی پیش روی این سامانه قرار گرفت تا سال‌جاری که چالش به جاری رسیده که از یک سو مدیرکل بانک مرکزی ایران از ناتوانی بانک‌ها در تامین منابع وام ازدواج سخن می‌گویند از سوی دیگر هم خبر توقف وام ازدواج تا اطلاع ثانوی از زبان معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان شنیده شده است.

مهدی حیدرپورخرداد93

خبرآمد خبری در راه است‌، توقف وام ازدواج تا اطلاع ثانوی، درتشریح این خبر معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان گفت: نبود بودجه، به صرفه نبودن پرداخت وام برای بانک‌ها و تکالیف زیاد صنوق ملی قرض‌الحسنه از مهم‌ترین دلایل توقف وام ازدواج جوانان است. درپایان به نظر نگارنده‌، مسئولان در حالی از دشواری کار دولت و بانک‌ها در تامین منابع وام ازدواج جوانان سخن می‌گویند که در سویی 33 هزار میلیارد تومان منابع بانک‌های دولتی را دانه‌درشت‌ها بلعیده‌اند و در سویی دیگر یک مشتری می‌تواند بیش از 300 بار وام بگیرد. در کنار تمامی سرفصل‌های تعریف شده برای هزینه کرد منابع قرض‌الحسنه، وام ازدواج می‌تواند در جایگاه ویژه‌ای قرار گیرد چرا که با وجود ارزش نه‌چندان بالای آن در مقابل تورم و هزینه‌های سرسام آور ازدواج باز هم می‌تواند گره‌ای هر قدر کوچک را از مسیرازدواج جوانان بگشاید. به هر صورت تهیه مخارج ازدواج و آغاز یک زندگی مشترک آنقدر سنگین است که هر جوانی از هرمیزان کمکی که به او شود، استقبال می‌کند. حتی اگر این کمک به‌صورت وام باشد و تهیه آن با انواع مشکلات و دردسرها همراه باشد.

مهدی حیدرپور
روزنویس های سردبیر آزاداندیش

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نشخوار فرهنگي يعني جدال‌هاي بي‌سر و ته و تكرار مكرراتي كه هيچ حرف تازه‌اي براي گفتن ندارند و هنوز كه هنوز است مهم‌ترين نقد به روشنفكري ديني را در اين مي‌بينند، مي‌گويند و مي‌نويسند كه اساسا كار روشنفكري از كار دين جدا است و آب اين دو در يك جوي جاري شدني نيست.
بايد بپذيريم دانشگاه تنها «عمارت» نيست، كانون تفكر است. محل تربيت شهروندي است. جايگاه اصلي گفت‌وگو و نقد است. دانشگاهِ زنده، فعال و زبان‌آور را نشانه حيات جامعه بدانيد و دانشگاهِ دل‌مرده، منفعل و نظاره‌گر را علامت بيماري و ركود جامعه. اصحاب سياست با هر گرايشي كه دارند، بايد به انفعال و انزوا و بي‌تفاوتي و تماشاگري دانشگاه و دانشجو حساس باشند. نه علم در زمين مُرده مي‌رويد و نه دانشگاهِ بي‌نشاط باري از دوش جامعه برمي‌دارد. دانشگاه اگر مي‌خواهد در تراز آرزوهاي نسل آرمان‌خواه دانشگاهي باشد و كانون اصلي توسعه علمي كشور شود، بايد مركز تحولات جامعه باشد. شرايط دشواري كه دانشگاه در اين سال‌ها پشت سر گذاشته است و سرمايه اجتماعي كه متأسفانه با ناديده‌گرفتن الزامات آزادي‌هاي علمي و استقلال نهادي در معرض فرسايش قرار گرفته است، امروز نهاد دانشگاه را از حساسيت و فعاليت اجتماعي و سياسي درخور دور كرده است. بايد سخن و خواست آشكار و پنهان دانشگاهيان و دانشجويان را شنيد و در برابر آن فروتن شد. امن‌‌بودن محيط دانشگاه، نه امنيتي‌بودن آن و كيفيت‌يافتن علمي آن، نه افتادن در چنبره كميت و اولويت‌دادن به حيات آكادميك و نه ترجيح مدرك و فرماليسم و خلاصه بازگرداندن انضباط علمي، آزادي علمي، اخلاق علمي، مسئوليت و ديد‌باني اجتماعي، ازجمله ضرورت‌هايي است كه مي‌تواند فضاي امروز دانشگاه را بهبود بخشد و به اعتبار روزهايي، مانند امروز تأمل در اين وضعيت را موضوع گفت‌وگوهاي مختلف درباره دانشگاه و دانشجو و ميان دانشگاه و دانشجويان قرار دهد. .