سردبیر آزاداندیش

Flag Counter

برهمگان مشخص و مبرهن است که، بر‌اساس تبصره 22 قانون هدفمندی یارانه‌ها، باید اقشار نیازمند به دریافت یارانه نقدی در سال 93 شناسایی و تنها به این خانوارها یارانه نقدی پرداخت شود. اما آن چه را که افراد جامعه تا‌کنون شاهد آن بودند چیزی غیراز اجرای تبصره 22 قانون هدفمندی یارانه‌ها بوده است. در تکمیل مقدمه مطرح شده بایستی به این نکته اذعان نمود که، سنگ بنای سرپیچی و انحراف از قانون هدفمندی یارانه‌ها، آن هم به‌طور وسیع وگسترده در دولت احمدی‌نژاد گذاشته شد.

آن جایی که با نگاهی غیر واقع بینانه کل مبالغ دریافتی میان جمعیت کشور توزیع شد، و علاوه بر اینکه سهم تولید و دیگر بخش‌ها از منابع هدفمندی داده نشد. حال در دولت جدید هم خبری از اجرایی این قانون نیست چرا که به‌نظر می‌رسد دولت با وجود این که در مرحله دوم هدفمندی ناگزیر به پرداخت یارانه به بیش از 73 میلیون نفر از افراد جامعه شده است، نتوانسته ریسک حذف یارانه پردرآمدها را به جان بخرد،

دراین خصوص براساس گفته‌های آقای نوبخت، سخنگوی محترم دولت، در تاریخ 93/2/6 در بخش مصارف هدفمندی یارانه‌ها 5 هزار و 400 میلیارد تومان به حوزه تولید و حمل و نقل عمومی، 4 هزار و 800 میلیارد تومان به حوزه بهداشت و درمان و 2 هزار و 400 میلیارد تومان برای سبد کالا تخصیص داده می‌شود، حال با یک محاسبه سرانگشتی با توجه به ثبت نام حدود 73 میلیون نفر برای دریافت یارانه نقدی، دولت حدود 40 هزار میلیارد تومان هم برای پرداخت به خانوارها نیاز دارد، از طرف دیگر در بخش منابع، کل درآمد حاصل از افزایش قیمت حامل‌های انرژی با فرض تداوم میزان مصرف سوخت، مانند سال قبل، 38 هزار میلیارد تومان پیش‌بینی می‌شود که اگر 11 هزار میلیارد تومان بودجه عمومی را هم بدان اضافه کنیم، منابع سازمان هدفمندی یارانه‌ها به 49 هزار میلیارد تومان خواهد رسید که در صورت تفریق منابع و مصارف هدفمندی یارانه‌ها، به کسری 3 هزار و 600 میلیارد تومانی پی می‌بریم و معلوم نیست که این کسری قرار است از کجا تامین شود.

dhvhki

در این بین اقتصاددانان بر این باورند که‌: از یک سوقطع نکردن یارانه پردرآمدها در لایحه بودجه ادامه همان سیاست‌های دولت‌های نهم و دهم است که در دولت یازدهم نیز ادامه یافته است.

دهک‌های 7 تا 10 یعنی بالغ بر حدود 30 میلیون نفر از مردم ایران به‌خاطر درآمدهای بالای‌ 3 میلیون تومان در ماه اصلا نیازی به دریافت یارانه 45 هزار تومانی در ماه ندارند و باید این یارانه به دهک های ضعیف‌تر اختصاص یابد. از سویی دیگرنباید فراموش کنیم که اساسا پرداخت یارانه با هدف کمک به اقشار آسیب‌پذیر در فرآیند اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها و اصلاح قیمت‌ها انجام شد و پرداخت یارانه به همه اقشار به هیچ وجه توجیه منطقی ندارد.

برخی به اشتباه می‌گویند منابع تامین یارانه همان پول نفت یا پول مردم است و باید بین همه یکسان توزیع شود، در حالی که چنین نیست و نباید با این رویکردها منابع عمومی ملت را توزیع ناعادلانه کرد. اما حقیقت نگران‌کننده این است که دولت با روشی که برای مرحله دوم هدفمندی در پیش گرفته است، دچار سرگردانی شده است؛ اظهارات به شدت متناقض تیم اقتصادی دولت در مورد حذف پردرآمدها، شاهد این مدعاست.

به عقیده نگارنده"مهدی حیدرپور"اگر دولت نتواند تصمیم مناسبی در این موضوع بگیرد، اعتماد و اطمینان مردم را نسبت به وعده‌های خود تا حد زیادی از دست خواهد داد، شاید هم گفته شود دولت اقتدار لازم را در انجام حذف پردرآمدها (و در واقع عمل به قانون) ندارد. پس بهتر است دولت به شعار تدبیر و امیدخویش عمل کند.

روزنویس های سردبیر آزاداندیش

نظرات  (۸)

۲۰ دی ۹۳ ، ۲۲:۳۰ نوبت شما
سلام، با تشکر از شما 

"در هوای شش گوشه‌...!"

با آدرس:http://www.nobateshoma.ir/?p=27064 

در سایت جامع وبلاگ نویسان استان سمنان انتشار یافت.

چشم به راه مطالب خوب شما هستیم.
هدیه سایت نوبت شما: خدایا از (تو) نوشتن را به من آموختی (برای تو) نوشتن هم به من بیاموز که چه سخت و چه شیرین است (برای تو) نوشتن…

یا علی
سنگ بنای سرپیچی و انحراف از قانون هدفمندی یارانه‌ها، آن هم به‌طور وسیع وگسترده در دولت احمدی‌نژاد گذاشته شد.

اقتصاددانان بر این باورند که‌: از یک سوقطع نکردن یارانه پردرآمدها در لایحه بودجه ادامه همان سیاست‌های دولت‌های نهم و دهم است که در دولت یازدهم نیز ادامه یافته است.

حقیقت نگران‌کننده این است که دولت با روشی که برای مرحله دوم هدفمندی در پیش گرفته است، دچار سرگردانی شده است؛ اظهارات به شدت متناقض تیم اقتصادی دولت در مورد حذف پردرآمدها، شاهد این مدعاست.

دهک‌های 7 تا 10 یعنی بالغ بر حدود 30 میلیون نفر از مردم ایران به‌خاطر درآمدهای بالای‌ 3 میلیون تومان در ماه اصلا نیازی به دریافت یارانه 45 هزار تومانی در ماه ندارند و باید این یارانه به دهک¬های ضعیف‌تر اختصاص یابد.
در بخش منابع، کل درآمد حاصل از افزایش قیمت حامل‌های انرژی با فرض تداوم میزان مصرف سوخت، مانند سال قبل، 38 هزار میلیارد تومان پیش‌بینی می‌شود که اگر 11 هزار میلیارد تومان بودجه عمومی را هم بدان اضافه کنیم، منابع سازمان هدفمندی یارانه‌ها به 49 هزار میلیارد تومان خواهد رسید که در صورت تفریق منابع و مصارف هدفمندی یارانه‌ها، به کسری 3 هزار و 600 میلیارد تومانی پی می‌بریم و معلوم نیست که این کسری قرار است از کجا تامین شود.
در دولت جدید هم خبری از اجرایی این قانون نیست چرا که به‌نظر می‌رسد دولت با وجود این که در مرحله دوم هدفمندی ناگزیر به پرداخت یارانه به بیش از 73 میلیون نفر از افراد جامعه شده است، نتوانسته ریسک حذف یارانه پردرآمدها را به جان بخرد،

اگر دولت نتواند تصمیم مناسبی در این موضوع بگیرد، اعتماد و اطمینان مردم را نسبت به وعده‌های خود تا حد زیادی از دست خواهد داد،

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نشخوار فرهنگي يعني جدال‌هاي بي‌سر و ته و تكرار مكرراتي كه هيچ حرف تازه‌اي براي گفتن ندارند و هنوز كه هنوز است مهم‌ترين نقد به روشنفكري ديني را در اين مي‌بينند، مي‌گويند و مي‌نويسند كه اساسا كار روشنفكري از كار دين جدا است و آب اين دو در يك جوي جاري شدني نيست.
بايد بپذيريم دانشگاه تنها «عمارت» نيست، كانون تفكر است. محل تربيت شهروندي است. جايگاه اصلي گفت‌وگو و نقد است. دانشگاهِ زنده، فعال و زبان‌آور را نشانه حيات جامعه بدانيد و دانشگاهِ دل‌مرده، منفعل و نظاره‌گر را علامت بيماري و ركود جامعه. اصحاب سياست با هر گرايشي كه دارند، بايد به انفعال و انزوا و بي‌تفاوتي و تماشاگري دانشگاه و دانشجو حساس باشند. نه علم در زمين مُرده مي‌رويد و نه دانشگاهِ بي‌نشاط باري از دوش جامعه برمي‌دارد. دانشگاه اگر مي‌خواهد در تراز آرزوهاي نسل آرمان‌خواه دانشگاهي باشد و كانون اصلي توسعه علمي كشور شود، بايد مركز تحولات جامعه باشد. شرايط دشواري كه دانشگاه در اين سال‌ها پشت سر گذاشته است و سرمايه اجتماعي كه متأسفانه با ناديده‌گرفتن الزامات آزادي‌هاي علمي و استقلال نهادي در معرض فرسايش قرار گرفته است، امروز نهاد دانشگاه را از حساسيت و فعاليت اجتماعي و سياسي درخور دور كرده است. بايد سخن و خواست آشكار و پنهان دانشگاهيان و دانشجويان را شنيد و در برابر آن فروتن شد. امن‌‌بودن محيط دانشگاه، نه امنيتي‌بودن آن و كيفيت‌يافتن علمي آن، نه افتادن در چنبره كميت و اولويت‌دادن به حيات آكادميك و نه ترجيح مدرك و فرماليسم و خلاصه بازگرداندن انضباط علمي، آزادي علمي، اخلاق علمي، مسئوليت و ديد‌باني اجتماعي، ازجمله ضرورت‌هايي است كه مي‌تواند فضاي امروز دانشگاه را بهبود بخشد و به اعتبار روزهايي، مانند امروز تأمل در اين وضعيت را موضوع گفت‌وگوهاي مختلف درباره دانشگاه و دانشجو و ميان دانشگاه و دانشجويان قرار دهد. .