سردبیر آزاداندیش

Flag Counter

برکسی پوشیده نیست که روابط ایران و عربستان در دو سه سال اخیر بد‌تر شده است. جالب اینکه با توجه به تلاش روحانی برای تقویت روابط با کشورهای مختلف، در مواجهه با عربستان روند روبه رشدی نداشتیم.

در تشریح مقدمه عنوان شده بایستی به این مطلب اذعان نمود که: روابط با ایران تحت تاثیر پادشاه جدید عربستان تغییر کرده است. چرا که پادشاه قبلی ملک عبدا... اهل مذاکره و تعامل بود اما ملک سلمان یک سلفی محافطه‌کار است که دیپلماسی تهاجمی را در قبال ایران انتخاب کرده است. اختلافات ایدئولوژیک به دلیل حضور ملک سلمان افزایش یافته است.

بنابراین اینکه روابط ایران با عربستان در زمان روحانی با احمدی‌نژاد مقایسه شود، به همین دلیل اشتباه است، چه بسا اگر در زمان فعلی ملک عبدا... پادشاه بود با توجه به نگاه مبتنی بر تنش زدایی دولت کنونی در تهران، روابط با عربستان بسیار بهتر از دولت قبل می‌شد.

اما در بحث اختلافات ایران و عربستان دو موضوع قابل بررسی است اول بحث ناامنی در منطقه خاورمیانه دوم برنامه هسته‌ای ایران. یکی از موضوعاتی که در معادلات این روزهای خاورمیانه بسیار تاثیرگذار است تنش در روابط ایران و عربستان است. در حال حاضر دو کشور در سوریه سیاست‌هایی مخالف هم را پی می‌گیرند، حتی در بخش نفتی هم به رغم تصمیم اخیر با یکدیگر مشکل دارند.

برخی معتقدند بین ایران و عربستان به نوعی جنگ سرد شکل گرفته است. در این خصوص کارشناسان مسائل منطقه‌ای بر این باورند: این اتفاق با توچه به سیاست‌های منطقه‌ای هر دو کشور، غیرقابل پیش‌بینی نبوده و خاورمیانه پیش از این هم جنگ سرد را تجربه کرده است. جنگ سرد عربی میان اعراب محافظه‌کار وابسته به اردوگاه غرب و اعراب چپ و بوروکرات‌های نظامی متکی به اتحاد جماهیر شوروی سابق در همان دوره جنگ سرد در عرصه نظام بین‌الملل وجود داشت. در شرایط فعلی اما جنگ سرد خاورمیانه با محوریت ایران و عربستان شکل گرفته است.

در واقع اگر طرف‌ها بدانند که می‌توانند طرف مقابل را شکست دهند براساس ماهیت رئالیستی خاورمیانه که توازن در آن مهم است با بهم ریختن توازن جنگ گرم می‌تواند رخ دهد. اما در جایی که توازن حتی با نوسان وجود داشته باشد جنگ سرد شکل می‌گیرد. بنابراین جنگ سرد روندی فرسایشی خواهد داشت، همانند جنگ سردی که بین آمریکا و شوروی 45 سال ادامه یافت. در این بین کارشناسان مسائل سیاسی معتقداند: جنگ سرد ایران و عربستان ماهیتی ایدئولوژیک دارد. در این جنگ طرفی به پیروزی می‌رسد که خودسازی درونی داشته باشد.

اقتدار داخلی و قدرت خود را افزایش دهد، اما نه در یک بعد، چرا که برای مثال روس‌ها قدرت نظامی خود را در جنگ سرد افزایش می‌دادند اما در نهایت شکست خورده و تجزیه شدند. تفاوت‌های مختلفی میان ایران و عربستان وجود دارد، بعد ایدئولوژیک در کنار رقابت بر سر هژمونی هم از دیگر موارد است. این روند نشان می‌دهد وضعیت به سمت جنگ گرم نمی‌رود اما با توجه به دیتاها و فکت‌ها جنگ سرد ادامه پیدا می‌کند.

این جنگ سرد می‌تواند حالت فرسایشی به خود بگیرد کما اینکه جنگ سرد شوروی سابق و آمریکا 45 سال به طول انجامید. اما مسئله مهم دیگری که ایران با آن دست و پنچه نرم می‌کند مسئله برجام و مخالفان برجام در سطح منطقه‌ای است. به عبارتی دیگر برجام یکی دیگر از موضوعات مهم این روزهای سیاست خارجی روحانی است. شاید به جرات بتوان گفت توافق هسته‌ای در همه جهان طرفدار دارد اما دو مخالف سرسخت آن در همین خاورمیانه هستند. عربستان و رژیم صهیونیستی.

در این خصوص کارشناسان مسائل سیاسی اذعان نمودند: سعودی‌ها و رژیم صهیونیستی به دلیل دستاوردهایی که برجام نصیب ایران کرده است، با این توافق مخالفت کردند. برجام برخی موانع را از مقابل جمهوری اسلامی برداشته است. در حقیقت، این توافق توانسته یک فضای اعتمادزایی در مواجهه با ایران در نظام بین‌الملل به وجود بیاورد. اتهامی که اعراب به ایران می‌زدند که ایران به دنبال هولیگانیسم سیاسی در حوزه هسته‌ای و منطقه‌ای است با برجام به ادعایی پوچ تبدیل گردید و مشخص شد ایران به دنبال چنین هدفی نبوده و درصدد تنش‌زایی در منطقه نمی‌باشد.

در پایان و به نظر نگارنده"مهدی حیدرپور"عربستان به دنبال غلبه بر ایران در همه ابعاد، سیاستی تهاجمی در قبال ایران پیش گرفته است. اما خوب میداند که ایران دیگر ایران3دهه گذشته نیست. پس بایستی نشست و دید این جنگ سرد ایران و عربستان چندسال به طول خواهد انجامید.

نظرات  (۲)

۱۱ دی ۹۵ ، ۱۲:۰۳ سعید حسن زاده
ممنون از مطلب بسیار عالیتون . فقط یک نکته اینکه بعضی از کلمات به شدت سخت هستند و به بیان بهتر کمتر استفاده میشوند. این به حساب کم سوادی بنده، ولی اگر در پاورقی توضیحی در مورد آن کلمه بیاید بهتر است. یا از کلمات مشابه استفاده شود به هضم راجت تر مطلب کمک خواهد کرد. مثل هولیگانیسم یا هژمونی
۱۰ دی ۹۵ ، ۱۰:۳۵ گلستان بلاگ

سلام.. تشکر از شما به خاطر ارسال مطلبتون در "گلستان بلاگ"

با آدرس:  http://golestanblog.ir/%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C%E2%80%8C-%D8%AC%D9%86%DA%AF%E2%80%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%E2%80%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%88-%D8%B9%D8%B1%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86/

در این سایت انتشار یافت.

چشم به راه مطالب خوب شما هستیم.

هدیه سایت گلستان بلاگ به شما:

جاوید الاثر حاج احمد متوسلیان: ما  باید پرچم اسلام را در آن سوی افق بر زمین بکوبیم.


یا علی. التماس دعا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نشخوار فرهنگي يعني جدال‌هاي بي‌سر و ته و تكرار مكرراتي كه هيچ حرف تازه‌اي براي گفتن ندارند و هنوز كه هنوز است مهم‌ترين نقد به روشنفكري ديني را در اين مي‌بينند، مي‌گويند و مي‌نويسند كه اساسا كار روشنفكري از كار دين جدا است و آب اين دو در يك جوي جاري شدني نيست.
بايد بپذيريم دانشگاه تنها «عمارت» نيست، كانون تفكر است. محل تربيت شهروندي است. جايگاه اصلي گفت‌وگو و نقد است. دانشگاهِ زنده، فعال و زبان‌آور را نشانه حيات جامعه بدانيد و دانشگاهِ دل‌مرده، منفعل و نظاره‌گر را علامت بيماري و ركود جامعه. اصحاب سياست با هر گرايشي كه دارند، بايد به انفعال و انزوا و بي‌تفاوتي و تماشاگري دانشگاه و دانشجو حساس باشند. نه علم در زمين مُرده مي‌رويد و نه دانشگاهِ بي‌نشاط باري از دوش جامعه برمي‌دارد. دانشگاه اگر مي‌خواهد در تراز آرزوهاي نسل آرمان‌خواه دانشگاهي باشد و كانون اصلي توسعه علمي كشور شود، بايد مركز تحولات جامعه باشد. شرايط دشواري كه دانشگاه در اين سال‌ها پشت سر گذاشته است و سرمايه اجتماعي كه متأسفانه با ناديده‌گرفتن الزامات آزادي‌هاي علمي و استقلال نهادي در معرض فرسايش قرار گرفته است، امروز نهاد دانشگاه را از حساسيت و فعاليت اجتماعي و سياسي درخور دور كرده است. بايد سخن و خواست آشكار و پنهان دانشگاهيان و دانشجويان را شنيد و در برابر آن فروتن شد. امن‌‌بودن محيط دانشگاه، نه امنيتي‌بودن آن و كيفيت‌يافتن علمي آن، نه افتادن در چنبره كميت و اولويت‌دادن به حيات آكادميك و نه ترجيح مدرك و فرماليسم و خلاصه بازگرداندن انضباط علمي، آزادي علمي، اخلاق علمي، مسئوليت و ديد‌باني اجتماعي، ازجمله ضرورت‌هايي است كه مي‌تواند فضاي امروز دانشگاه را بهبود بخشد و به اعتبار روزهايي، مانند امروز تأمل در اين وضعيت را موضوع گفت‌وگوهاي مختلف درباره دانشگاه و دانشجو و ميان دانشگاه و دانشجويان قرار دهد. .