شاید در کل کشور چیزی در حدود 5 تا 10 میلیون نفر از جمعیت، بدون مشکل مالی و نگرانی خاصی در حال زندگی هستند و بیش از نیمی از مردم در تامین حداقلهایشان دچار مشکل شدهاند. بخش بزرگی از جمعیت کشور امروز در تامین حداقلهای اولیه دچار مشکل هستند و شرایط به قدری دشوار شده که تامین حداقلها هر روز برای بخش بزرگتری مشکل میشود. در این وضعیت مناسبتهای مرسوم تحتتاثیر این تنگدستیها قرارگرفته و باید با هدایای سنتی برای رسمهای سنتی خداحافظی کرد علت آن وضعیت اقتصادی حاکم بر جامعه است و خانوارها خرید هدایا را از سبد کالای خود خارج کردهاند و اولویت خرید را به سایر کالاها و محصولات ضروری اختصاص دادهاند.
بهعنوان مثال یک هدیهی سنتی و ساده درروز پدر و روز مادر که همیشه نمادی از ابراز محبت بوده، سال به سال به یک کالای لوکس تبدیل میشود و برخی کاربران شبکههای اجتماعی در مناسبهای ویژه اشاره دارند برای خرید مثلا یک شاخه رز هم باید حساب بانکی را چک کنیم یا قیمت گل از شیرینی و طلا هم سریعتر افزایش پیدا میکند. اگر این روند ادامه یابد، هدایای طبیعی و عاطفی مثل گل بهتدریج از سبد خرید بخش بزرگی از مردم حذف خواهد شد و به کالایی مختص قشرهای خاص تبدیل میشود.
در چنین شرایطی، بسیاری از خانوادهها امسال ناچار هدایای مناسبتهای سنتی و حتی شب یلدا و سال نو را با کمترین شکل ممکن و با کیفیت پایین تهیه کنند یا اصلا تهیه نکنند و بهصورت مجازی برای هم گل بفرستند قلب بفرستند و از این موارد. با این حال، بسیاری از فروشندگان پیشبینی میکنند که در شب روز مادر، با وجود قیمتهای بالا، تقاضای احساسی همچنان بازار را شلوغ خواهد کرد. امسال شب یلدا و سال نو در حالی فرا میرسد که شاخه گل رز، سادهترین هدیه این روزها، بیش از همیشه از دسترس بسیاری از مردم دور شده است. در چنین بستری، شکاف میان دستمزد و هزینههای واقعی زندگی تنها یک عدد خشک و بیروح نیست؛ بلکه روایتی زنده از تجربه زیسته میلیونها شهروند است که هر روز با تصمیمهای سختتری مواجه میشوند.
تصمیمهایی که پیشتر بدیهی و ساده بودند مانند انتخاب نوع غذا، کیفیت پوشاک، یا حتی برنامهریزی برای پسانداز اکنون به انتخابهایی دشوار میان »بقای امروز« و »آیندهای نامعلوم« تبدیل شدهاند. این واقعیت تلخ نشان میدهد که برای بازگرداندن ثبات و امید، باید رویکردی مبتنی بر واقعنگری، شفافیت و اصلاحات عمیق در پیش گرفت؛ رویکردی که بتواند میان نیازهای فوری جامعه و اهداف بلندمدت توسعه پیوندی پایدار برقرار کند. بنابراین اصلاح وضعیت معیشت نه یک اقدام رفاهی، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای آینده کشور است.
درپایان نگارنده"مهدی حیدرپور"معتقداست بدون بازنگری در سیاستهای اقتصادی، اصلاح ساختار بازار کار، کنترل تورم و تقویت نظام حمایت اجتماعی، روند فعلی میتواند به تشدید شکاف طبقاتی و فرسایش سرمایه اجتماعی منجر شود. مسالهی بسیار مهمی که ممکن است از نگاه مسوولان، دور مانده باشد این است که حذف بسیاری از مناسبتهایی که تاثیر مثبت بر زندگی مردم داشته ممکن است در درازمدت، پایههای زندگی را دچار مشکل کند. با آنکه ممکن است خیلیها در ابتدا ادعا کنند که شرایط و وضعیت اقتصادی را درک میکنند اما در لایههای ناخودآگاه ذهن، این مساله بهصورت غدهای بدخیم رشد میکند و کمکم تمام احساسات را تحتتاثیر قرار میدهد مگر نه اینکه پایه و اساس بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی مربوط به فقر است و بازیگردان اصلی آن، تنگدستی است. در نتیجه بهبود وضعیت معیشت و درمان اقتصاد تنها راهکار ممکن است.