سردبیرآزاداندیش

دوستت‌ دارم ‌برای‌ همیشه‌ بودنت ‌درقلب‌ و‌ ذهن‌ هر‌ایرانی

در نیمه‌ی خرداد سال 1368 خود را آماده ملاقات عزیزی می‌کرد که تمام عمرش را برای جلب رضای او صرف کرده بود و قامتش جز برای او، در مقابل هیچ قدرتی خم نشده و چشمانش جز برای او گریه نکرده بود. سروده‌های عارفانه‌اش، همه حاکی از درد فراق و بیان عطش لحظه‌ی وصال محبوب بود و اینک این لحظه شکوهمند برای او و جانکاه و تحمل‌ناپذیر برای پیروانش فرا می‌رسید.

در آخرین شب زندگی و در حالی که چند عمل جراحی سخت و طولانی در سن 87 سالگی را تحمل کرده بود و در حالی که چند سرم به دست‌های مبارکش وصل بود، نافله شب می‌خواند و قرآن تلاوت می‌کرد. در ساعات آخر طمأنینه و آرامشی ملکوتی داشت و مرتبا شهادت به وحدانیت خدا و رسالت پیامبر اکرم (ص) را زمزمه می‌کرد و با چنین حالتی بود که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد. هجرتش داغی التیام‌ناپذیر بر قلب‌ها نهاد و وقتی خبر رحلت منتشر شد گویی زلزله‌ای عظیم رخ داده است، بغض‌ها ترکید و سراسر ایران و همه کانون‌هایی که در جهان با نام و پیام امام خمینی(ره) آشنا بودند یکپارچه گریستند و بر سر و سینه زدند.

لزوم‌حفظ‌حرمت‌رئیس‌جمهور

هفته گذشته واژگانی عجیب وارد ادبیات انتخاباتی ایران شد؛ رأی حلال و رأی حرام! شاید در نگاه نخست درک معنی این کلمات مشکل باشد اما به‌طور حتم تلقی توهین از آن خواهد شد. جامعه ایرانی به‌ویژه آگاهان سیاسی چندان با رویکردهای نادرست از سوی رقیب پس از هر پیروزی خود و شکست طیف مقابل بیگانه نیستند، بارها شنیدند و اما چون در میثاق اعتدال و اصلاحات منافع ملی بر منافع گروهی و حزبی تقدم دارد سکوت کردند اما طرح »رأی حلال« و »رأی حرام« موضوعی نبود که توهین به یک جریان سیاسی تلقی شود بلکه اهانت به 24 ‌میلیون نفر رأی‌دهنده به روحانی بود که هدفی جز تداوم مشی اعتدال در کشور نداشتند.

درسی‌ از یک‌ انتخاب

انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری حاوی پیامی روشن بود که باید آن پیام را درک کرد. پیام این انتخابات باشکوه و خاطره‌ساز نه به وعده‌های عوامفریبی و نه به سه‌برابرشدن یارانه‌ها و نه به فریبکاران بود.

مردم به این درک و فهم رسیده‌اند که چه کسی می‌تواند بهتر کشور را مدیریت و اداره کند. درواقع مردم ایران با فهم و درک سیاسی بالای خود، دکتر حسن روحانی را قاطعانه برای دومین بار به‌عنوان رئیس‌جمهوری اسلامی ایران انتخاب کردند و یک‌بار دیگر با آرای معنادار خود، همدلی، اتحاد، یکپارچگی، شور و شعور را در نظام اسلامی ایران به نمایش گذاشتند و در یک کلام مشی اعتدال و عقلانیت را برگزیدند و گل کاشتند. اما وقایع و اتفاقات دوران اول دولت آقای دکتر روحانی و به‌ویژه ماه‌های آخر سال 95 و تشدید آن در دو ماه اول سال 96 تا روز قبل از انتخابات، مسائلی نیست که بشود به سادگی از کنار آنها گذشت.

لزوم‌ توجه‌ به‌ درآمد شهری

اکنون که نتیجه انتخابات شوراها مشخص شده است و منتخبین آماده ورود به بهشت می‌شوند‌، بحث مهمی در حوزه مدیریت شهری و شیوه کسب درآمد در کلان‌شهر تهران مورد توجه قرار می‌گیرد که در این خصوص بایستی اذعان نمود: بحث درآمد شهری در ایران بحثی مستقل و فوری است که برگزیدگان شورا باید به محض ورودِ رسمی به شورا بدون لحظه‌ای درنگ به آن بپردازند. فروش ناعادلانه تراکم جدای از ظلم به امروزیان و آیندگان و جان‌بخشیدن به نوکیسگی ضدملی، قطبی‌کردن شدید جامعه شهری و دامن‌زدن به بغض اجتماعی وحدت‌شکن، نابود‌کننده سرمایه اجتماعی دستگاه‌ها به ویژه شوراها و شهرداری‌ها، حاوی فسادی مسری، بدنام کردن گروه‌ها و سازمان‌ها، ضد شهروندی و ضد پایداری شهری، به بن بست قطعی رسیده است.

منتخبان‌ شورای‌ شهر‌ و‌ روستا‌ بخوانند

به بهانه روز حیات سیاسی ایران

20سال بعد از دوم خرداد

دوم خرداد، سالگرد حماسه خرداد 76 است که دولت اصلاحات در آن سال در فضایی خاص متولد شد. درواقع دوم خرداد یک مرحله تکاملی در گفتمان انقلاب اسلامی است. گفتمان انقلاب اسلامی دارای یک تبار خاص بوده که از مشروطه شروع می‌شود و یک نقطه پیروزی دارد که در 22 بهمن بهمن 57 رخ می‌نماید. برای تحقق شعار‌های اصلی انقلاب ازجمله آزادی و استقلال در قالب نظامی به نام ‌جمهوری اسلامی به یک بسترسازی طولانی و عمیق نیاز بود. طبیعی است انقلاب به‌رغم مشکلات و مسائل سنگین ازجمله جنگ تحمیلی که در دهه اول از حیات خود با آن مواجه شد، توانست نظام را باثبات سازد، نهادهای آن را تنظیم و قانون اساسی را تدوین کند. در نهایت این نظام به یک نظام مستقر و تثبیت‌شده تبدیل شد، اما برای تکامل و تحقق تعمیق‌یافته شعارهای بنیادینش که انقلاب نیز براساس همان مسائل و شعارهای بنیادین شکل گرفته بود، به یک مرحله تکاملی دیگر نیاز داشت. به همین دلیل دوم خرداد را باید به عنوان یکی از مراحل تکاملی انقلاب اسلامی و یکی از لایه‌های زیرین این شعارهای اصلی انقلاب دانست. 

دولت‌ دوازدهم‌ زیر ذره‌بین‌ انتظارات‌ قومی

یکی از مشکلات جدی ایران این است که بخش عمده مردم و نخبگان و مسئولان از وجود تنوع و گوناگونی فرهنگی و زبانی در ایران بزرگ و پهناور و دوست‌داشتنی آگاه نیستند. باید از طریق ابزارهای گوناگون از جمله رسانه‌ها و کتاب‌های درسی بخش‌های مختلف مردم (به ویژه مناطق مرکزی ایران و پایتخت) را با این گوناگونی آشنا کرد.

دراین خصوص تنها راهکار موجود، ضمن احترام به مقدسات همه ادیان و مذاهب، توجه دقیق ریاست‌جمهوری به توانمندی‌های اقوام سراسرکشور و تبدیل توان بالقوه آنها به بالفعل در اداره کشور و یا شهر و استان خود آنهاست.